یک بخش از وظایف روحانیان و عالمان دینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل حکومت اسلامی پررنگ‌تر از قبل خود را نشان می‌دهد و آن غور و تفحص در متون دینی و تبیین و ترسیم  بی‌پردۀ چهرۀ بنیادها و نهادهای حکومتی اسلامی است. به بیان دیگر اگر در سال‌های پیش از انقلاب، مهمترین وجه همت جامعۀ روحانی این بود که به اثبات بدیهی بودن تشکیل حکومت در اسلام و لزوم حرکت همگانی توده‌های مردم و خیزش برعلیه نظام فاسد و حکومت جور و وابسته و ضد دینی بپردازد و جلوداری این نهضت را به عهده بگیرد، در سال‌های پس از انقلاب کارکرد مهمتری بر دوش آنها افتاده است و آن اینکه مشخص شود برنامه‌های این دین در موضوعات سیاست، اقتصاد، فرهنگ، جنگ و صلح، حقوق، ادبیات و هنر چیست و نیز از چه روش‌هایی می‌توان به عدالت اجتماعی، فضایل اخلاقی، تعاون، تربیت و آموزش بهتر رسید و سهم آرمانگرایی و واقع‌بینی در آن چقدر است و میزان و نحوۀ مشارکت ملی در اجرای برنامه‌ها تا کجاست؟ حکومت اسلامی تا چه اندازه باید دخالت یا نظارت داشته باشد؛ احزاب، شوراها و گروه‌های اجتماعی به عنوان تشکلات داخلی چه جایگاهی در حکومت اسلامی دارند؛ آزادی و محدودة آن در این نظام حکومت چیست و موضوعاتی از این قبیل، کوشش‌های جمعی از اندیشمندان و فرزانگان در حوزه‌های علوم دینی و دانشگاه‌ها در این مورد قابل تقدیر است.

                 

یکی از این تلاش‌ها تألیف کتاب «عصر زندگی» اثر نویسندۀ پژوهشگر استاد «محمد حکیمی» است که در آن به مسایل انسانی عصر حکومت مهدی موعود «عج» می‌پردازد و تصویر تقریباً کامل و روشنی از آیندۀ بشریت به دست می‌دهد. وی در این اثر هم‌چنین به وظایف مؤمنان در دوران پیش از ظهور می‌پردازد و اقدامات زمینه‌ساز برای ظهور را برمی‌شمارد. کتاب حاضر شامل یک پیشگفتار و 20 بخش است.

در پیشگفتار ضمن اشاره به اینکه زندگی بدون حیات واقعی انسانی و بدون حضور عدالت، در حقیقت مردگی و مرگ است و زندگی نیست توضیحی پیرامون عنوان کتاب ارائه می‌دهد و سپس به مسئلۀ انتظار موعود قائم «عج» می‌پردازد و وظیفۀ شیعیان را گوشزد می‌کند.

در بخش اول با عنوان «عدالت اجتماعی» به تفصیل در مورد این موضوع بحث می‌کند که مهم‌ترین «کارویژه»ی نهضت مهدوی برقراری عدالت در تمام سطوح و اقشار و در تمام زوایای زندگی و حیات است.

و این اهمیت عدالت اقتصادی و اجتماعی را در بنیانگذاری یک جامعۀ آرمانی و نقش زیربنایی آن در گسترش توحید یادآور می‌شود.

بیشترین تلاش نهضت مهدوی مصروف آن است تا شرایطی به وجود آید تا انسان با خود، با خدا، با طبیعت و با انسان‌های دیگر (جامعه) رابطه‌ای عادلانه برقرار کند، و همین اجرای عدالت است که باعث زنده شدن و زنده ماندن احکام دین می‌شود که امام علی«ع» می‌فرماید: «العدل حیاة الاحکام».

در همین بخش در ضمن حدیثی از امام باقر«ع» آمده است که اگر توسعۀ عدالت منوط به ایجاد جاده و خیابانی باشد که در آن مساجدی وجود دارد قائم ما امر به تخریب تمام آن مساجد می‌کند و این نمونه‌ای از مواردی است که به عنوان مصادیق اجرا و توسعۀ عدالت در زمان مهدی موعود«عج» در این کتاب ارزشمند ذکر شده است.

بحث رابطۀ امت با امام و امام با کارگزاران دولتی نیز از بحث‌هایی است که در این بخش مورد بررسی قرار گرفته است و در آن برخورد امام با قاضی حکومتی و با کارگزاران دولتی خویش نشان داده شده است که نسبت به آنان «بسیار سختگیر، خشن و قاطع» است و از سازشکاران، ستم‌پیشگان، خائنان و منحرفان صحنۀ مدیریت امت خلع ید می‌کند، اما با ناتوانان و مستمندان بسیار مهربان و دلرحم است.

نویسنده در بخش دوم به موضوع جنگ مسلحانۀ امام مهدی«عج» با طواغیت و گردنکشان و ظالمان می‌پردازد و به لزوم این رویارویی نظامی اشاره می‌کند. برای استدلال در این مورد، وی به لزوم عنصر ترس و بیم و تهدید در کنار بشارت و نرمش اشاره می‌کند و سپس به لزوم وجود نیروهای لازم و کارآمد و نستوه و خستگی ناشناس برای تحقق چنین امری اشاره شده است. این عده که در واقع تئوریسین‌ها و نخبگان انقلاب مهدوی هستند، در بعد اندیشه و در بعد عمل رزمندگان و مجاهدانی هستند که ایمان قلبی و قدرت بدنی کافی برای میدان‌های نبرد را دارند، اینان اسلام اصیل و خطوط ایدئولوژی اسلامی را با تفسیر امام مهدی«ع» فراگرفته‌اند و به آن احاطه دارند و چون بدون دوگانگی و تشتت در تفاسیر به اعمال ایدئولوژی دینی می‌پردازند، لذا بدون هرگونه اصطکاک و هدر دادن نیروها و بدون کوچک‌ترین گرایش به اندیشه‌های ارتجاعی یا غیرشرعی به اصلاح امور می‌پردازند.

بخش پنجم در مورد تصحیح انحراف‌های فکری و توجیهی و رفع تحریف معنوی و موضعی احکام توسط امام مهدی«ع» است و در آن از سه گروه از عاملان تفسیر غیرواقعی از اسلام نام برده شده است که عبارتند از: 1. روحانیان دنیادار و وابسته 2. سرمایه‌داران و اشراف 3. حکومت‌های غیراسلامی و بظاهر اسلامی.

هم‌چنین در بخش یازدهم اشاره می‌شود که با توجه به تحریفات و دگرگونی‌هایی که در دین به وجود آمده و با توجه به تفسیرهای نوین و بی‌پیرایه از دین، در حقیقت مهدی موعود«ع» آیین و روشی جدید ارائه می‌کند که تازگی دارد. تشکیل امت واحدۀ توحیدی در زمان حکومت اسلامی امام عصر«ع» و مسایل جانبی آن موضوعی است که در بخشی بعدی کتاب به آن پرداخته شده است و وحدت عقیدتی و مرامی مردم جهان را تشریح می‌کند.

در فصل بعدی کتاب، مسایل اقتصادی دوران ظهور بررسی می‌شود و موضوعاتی چون برقراری عدالت اجتماعی و مساوات و عمران و آبادانی زمین و پیشرفت فنون و نزول باران‌های مفید پیاپی و برنامه‌ریزی درست واحد و بهره‌برداری از معادن و منابع زیرزمینی و استفاده از همه اموال عمومی و خصوصی و کنترل و نظارت دقیق مرکزی تبیین شده است.

بخش دهم کتاب ترسیم موقعیت و جایگاه مستضعفان در حکومت عصر امام مهدی«ع» است، نویسنده در این بخش براساس آیات و روایات روشن می‌کند که محرومان و مستضعفان، متولیان و حاکمان حکومت عدل مهدوی هستند و سرمایه‌داران و شادخواران و مرفهان در رده‌های بالای حکومتی «عصر زندگی»، جایگاهی ندارند.

فصول بعدی کتاب بحث‌های مبسوطی درباره رشد عقلی و تکامل علم، امنیت اجتماعی، رشد تربیت انسانی و سامان‌یابی زندگی آمده است که آکنده از مباحث نو و بدیع و موضوع بندی‌های تازه و در عین حال مستند است.

در بخش شانزدهم کتاب، وضعیت مساجد و عبادتگاه‌ها و مؤسسات مذهبی بررسی می‌شود و نویسنده در ضمن احادیثی مشخص می‌کند که تمامی مظاهر تجملگرایی و مصرف‌زدگی و زینت‌ها و ‌آذین‌ها و نقش و نگارها و آینه‌کاری‌ها و... از تمامی مساجد حذف می‌شود و بسیاری از مساجد که تنها هویت‌شان از همین نقش و نگارها و زینتهاست تخریب می‌شود.

مهم‌ترین فصل کتاب بخش 18 آن است که به طور مبسوط و مشروح به مسئلۀ «انتظار» پرداخته است و اثرات مثبت انتظار واقعی و لزوم آماده‌سازی ایدئولوژیک و نظامی و فرهنگی منتظران جهت ظهور منجی و اقدام و عمل انقلابی امیدواران و لزوم رعایت تعهدهای انسانی توسط آنان مورد بررسی قرار گرفته است.

در دو بخش آخر کتاب اجمالاً به سیرۀ عملی و روش شخصی امام موعود«ع» اشاره شده است و نهضت مهدوی را در ادامه راه پیامبران معرفی می‌کند.

کتاب «عصر زندگی ؛آینده انسان و اسلام» نوشتۀ استاد محمد حکیمی در 360 صفحه شامل مباحث مذکور در بالاست که در تیراژ 5000 نسخه در سال 1371 توسط انتشارات هاتف (هجرت) مشهد به زیور چاپ آراسته شده است.

کمترین فایدۀ چنین کتاب‌هایی دمیدن روح تعهد و تکلیف و امید در مخاطبان است تا گسترش عدالت به عئوان یک آرمان دست‌نیافتنی در نیاید و متحجران، انزوا و گوشه‌نشینی و دست ‌روی دست گذاشتن‌هایشان را با تحریف معنای انتظار توجیه نکنند و جامعه بجوشد و خود را درگیر کند و بر سر باورهای خود بایستد و به اصلاح امور دست بزند و زمینه‌های ظهور و مقدمات فرج را فراهم آورد.

از ویژگی‌های بسیار بارز کتاب، ویرایش دقیق و عالمانۀ آن است که متأسفانه این روزها با دخالت‌های متعدد سلیقه‌ای و روشنفکرانه ـ و نه علمی ـ در زبان پارسی مانند آن بسیار کمیاب است. هم‌چنین ترجمۀ بسیار روان و سلیس آیات و روایات ذکر شده در متن، از ارزش‌ها و جاذبه‌های مهم این کتاب محسوب می‌شود.

امید است با نشر مدون معارف اصیل مکتبی و گسترش چنین تألیفاتی این باور هر چه بیشتر تعمیق شود که ادیان الهی بویژه اسلام عزیز دارای یک نظام مقتدر سیاسی و ایدئولوژیک در تمامی ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و با برنامه‌های مشخص و هدایت‌های کلی و جزئی است.

                       

پ .ن : آنچه خواندید یادداشتی است که در نهم بهمن ماه سال 72 در معرفی کتاب خوب «عصر زندگی» در کیهان نوشتم . این کتاب بعدها با آبرومندی بیشتری از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی تجدید چاپ شد و فکر می کنم الان بار دیگر از سوی انتشارات دلیل ما در قم عرضه شده باشد. در هر صورت حالا که این یادداشت را پیدا کردم فکر کردم به مناسبت میلاد  امام مهدی «عج» آن را در وبلاگ بیاورم تا کسانی که به دنبال کتاب متفاوتی در این زمینه هستند ، این اثر را از دست ندهند.

عید همه مخاطبان خوب آب و آتش خجسته تر باد ...

یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()